جایگاه اخلاق در رسانه های دیجیتال
جایگاه اخلاق در رسانه های دیجیتال
20 آبان 1390نویسنده: استفان وارد
ترجمه از رز ارجمند
خبرنگاران ایران: اخلاق در رسانه دیجیتال با موضوعهای گوناگونی سر و کار دارد و از میان آنها می توان به مسائل اخلاقی واضح، نحوه اعمال آنها و هنجارها در رسانه خبری دیجیتال اشاره کرد. رسانه خبری دیجیتال موارد گوناگونی مانند روزنامهنگاری دیجیتال، وبلاگ نویسی، عکاسی خبری دیجیتال، شهروند خبرنگار و رسانه اجتماعی را در بر میگیرد. پرسشهایی در این حیطه پیش میآید از جمله آن اینکه صنعت روزنامهنگاری چه قدر حرفهای میتواند از این «رسانه جدید» برای اهداف تحقیقی و انتشار داستانها بهره ببرد و همچنین تا کجا می تواند از نوشتهها و عکسهای شهروند خبرنگار استفاده کند؟
انقلابی در اخلاق
انقلابی در رسانه در حال ایجاد تغییر بنیادی و غیربازگشت در ذات روزنامهنگاری و استانداردهای اخلاقی در این صنعت است. این بدان معنا است که امروزه دیگر مفهوم نشر، منحصر به یک نهاد نیست بلکه در دستان شهروندان است و همزمان با این موضوع خود اینترنت نیز یکی از مشوقهای ایجاد فرمهای جدید روزنامهنگاری است که هم تعامل بیشتری با مخاطب دارند و هم سرعت انتقال اطلاعات را بالاتر بردهاند. بومشناسی رسانههای امروزی منظری آشفته دارند که با شتاب در حال دگرگونی است. روزنامهنگارهای حرفهای تلاش میکنند ارتباط خود را با دیگر همکارانشان به روشهای مختلف حفظ کنند از جمله از طریق به اشتراک گذاشتن تازههای خبری در وبلاگ، توییتر و از طریق کاربران رسانههای خبری و شهروند خبرنگارها.
در میان هیاهوی این انقلاب، امکانات جدید در این صنعت پدید آمدند که روشهای قدیمی را تهدید میکنند. امروز هم استثنایی برای این امر نیست. با پدیدار شدن مفهوم مخاطب آنلاین شرایط اقتصادی روزنامهنگاری اقتصادی به خطر افتاده است. کاهش شمار خبرنگارهای حاضر در اتاق تحریریه و اتاق خبر نگرانیهایی برای آینده روزنامهنگاری در بر دارد. این ترسها و نگرانیها تجربههایی نظیر مراکز غیرانتفاعی برای روزنامهنگاری تحقیقی را در روزنامهنگاری به ارمغان میآورند.
پرسش اصلی در این جا آن است که اخلاق حاکم بر رسانههای امروز تا چه حد برای رسانه خبری امروز و فردا با ویژگیهای پرسرعت بودن، همیشه روشن و بهروز بودن و تعامل بالا با مخاطب مناسب است و کاربرد دارد. بیشتر این اصول طی یک قرن گذشته تعریف شدند و اخلاق حرفهای و هدفمند برای روزنامههای تجاری قرن نوزدهم جا افتادهاند.
ما در راه گام برداشتن به سوی یک رسانه خبری بسیار متفاوت هستیم. رسانهای خبری که متشکل از ویژگیهای خبرنگاری شهروندی و حرفهای در تمام سطوح رسانهای است. این رسانه خبری جدید متفاوت، اخلاق رسانهای متفاوت نیز طلب میکند. اخلاق متفاوتی که به تمام خبرنگاران حرفهای و مبتدی - وبلاگنویس و توییت کننده، روزنامهنگار و خبرنگار تلویزیون نسبت داده میشود. اخلاق رسانه باید با توجه به نیازهای رسانههای امروز تعریف شوند نه رسانههای دیروز و رسانههای سالهای پیش.
تنشها در دو سطح
هرگونه تغییری در رسانه بنیاد اخلاق در رسانه را به چالش میکشد. این چالشها هنگامی که نوبت به برخی اصول خاص میرسد عمیقتر از بحثهای معمول در مورد اخلاق نیز میشود. این چالش بزرگتر از برخی مشکلهای معمول و جاری است. این که اتاق خبر و تحریریه قادر به تایید اخبار رسیده از شهروند خبرنگار باشد یا خیر به هیچ وجه به اهمیت اخلاق در رسانه نمیرسد. انقلاب رسانهای میطلبد که ما درباره فرضیهها و طرز فکرمان راجع به خیلی از موضوعها تجدید نظر کنیم. آن جایی که باید اخبار و تحلیل تازهها در کوتاهترین زمان ممکن منتشر شوند و جایی که همه به نوبه خود ناشر اخبار به شمار میروند، اخلاق حکم حرفه را می گیرد.

انقلاب در رسانهها تنشهای اخلاقی را دو سطح ایجاد کرده است.
در سطح اول, تنشی میان روزنامهنگاری سنتی و روزنامهنگاری آنلاین به وجود آمد. فرهنگ روزنامهنگاری سنتی، ارزشهای دقتی آن، تاییدیههای پیش از چاپ، اجتناب از تعصبات و جانبگیریها و سیاستهای دروازهبانی خبر در نقطه مقابل فرهنگ روزنامهنگاری آنلاین قرار میگیرد که در آن سرعت اولین فاکتور است و پس از آن شفافیت، جانبگیری و غلط گیریهای پس از انتشار مطرح میشود که ممکن است تنها به خاطر قلم غیرحرفهای خبرنگار باشد.
در سطح دوم تنشی وتقابلی میان روزنامهنگاری جهانی و روزنامهنگاری سنتی ایجاد میشود. اگر روزنامهنگاری تاثیری جهانی دارد پس آیا میتوان دریافت که مسئولیت جهانی آن چیست؟ آیا اخلاق رسانه باید اهداف و هنجارهای خود را دوباره تعریف کند تا راهنمایی برای روزنامهنگاری دنیای امروز باشد تا نیازهای دنیای امروز را برطرف سازد؟ و درنهایت چگونه باید باشد؟
چالشهای اخلاق در رسانههای امروز را میتوان در یک پرسش خلاصه کرد. آینده اخلاق در دنیای چندرسانهای و روزنامهنگاری جهانی به کجا ختم میشود؟ اخلاق در رسانه باید برای خود وظیفهای ماورای این تنشها تعریف کند. اگر بخواهیم نگاه تئوریک به قضیه بیاندازیم باید تضادهای میان ارزش را برطرف سازیم. این که کدام اصل باید تکرار شود و یا این که چه اصلی باید ابداع شود بسیار تعیین کننده هستند. در عمل باید استانداردهای جدیدی تعریف شوند تا راهنمایی برای روزنامهنگاری آنلاین یا آفلاین باشد.
روزنامهنگاری لایهای
اخلاق یکپارچه و یک دست چه نمودی دارد؟
روزنامهنگاری لایهای در واقع همان روزنامهنگاری ترکیبی است که خبرنگار و سردبیر حرفهای که در سیستم سنتی روزنامهنگاری تعریف شدهاند هسته آن را تشکیل میدهند و شهروند خبرنگار و خبرنگاران مبتدی شمایل لایههای بیرونی را پوشش میدهند. روزنامهنگاری لایهای تمام شکلهای روزنامهنگاری و تمام مدلهای تهیه خبر از جمله اخبار چندرسانهای یا به اصطلاح مالتی مدیا و اخبار حرفهای و تحلیلهای خبری با گفتگوهای تعاملی و شهروند خبرنگاری ترکیب میشوند. اخلاق در چنین تحریریهای همچنان باید اخلاق حاکم در تحریریه یکپارچه باشد. اخلاق در این رسانه همان اخلاقی است که پایهاش در روزنامهنگاری سنتی اعمال میشود.
لایههای تحریریه خبری باید در برشهای افقی و عمودی تعریف شوند.
لایههای عمودی لایههای بسیاری هستند که از شهروند خبرنگار و وبلاگ نویس تا خبرنگار حرفهای که در تحریریه و اتاق خبر حاضر است را شامل میشود. بسیاری از افراد از کشورهای مختلف از اقصی نقاط دنیا با یکدیگر در تماسند. برخی رایگان کار میکنند و برخی دیگر حقالتحریری کار میکنند که به ازای هر مقاله یا خبر دستمزدی دریافت میکنند. گروهی هم هستند که ستون ثابت دارند.
علاوه بر خبرنگار، دبیرهایی هم در گروههای گوناگون دستهبندی میشوند. برخی دبیرها تنها باروزنامهنگارهای مبتدی و جدید سروکار دارند. گروه دیگری از دبیرها تنها با اخبار ارسالی توسط شهروند خبرنگارها از طریق ایمیل, وبسایت یا توییترمواجهند. ممکن مسئولیت آموزش خبرنگاری حرفهای یا پایه خبرنگاری به دبیرها یا تهیه کنندگان اخبار واگذار شود.
برش افقی این لایهها، آینده اتاق خبر را رقم میزند که تولید خبر را از چاپ و انتشار کاغذی به تولید آنلاین خبر سوق میدهد.
در گذشته اتاق خبر لایههای افقی و عمودی را با هم داشت. تحریریه اتاق خبر از لایههای عمودی از سردبیر به عنوان بالاترین مقام مسئول تا خرده خبرنگارانی که در ردههای پایین مشغول تهیه خبر هستند را شامل میشد. لایههای افقی این مجموعه مجاری انتشار خبر از چاپ کاغذی تا انتشار امواج را در بر میگرفت. با این وجود، اتاق خبر در آینده لایههای بیشتر و گوناگونتری خواهد داشت. برخی سایتهای خبری با شمار اندکی از افراد اداره میشود که تنها یک روش، برای مثال وبلاگنویسی، برای انتشار اخبار اتخاذ میکنند. با این وجود کسر بزرگی از سایتهای خبری از روشهای ترکیبی و از لایههای بیشتر برای انتشار خبر استفاده میکنند.
روزنامهنگاری لایهای دو مشکل اساسی دارد. اول آن که اخلاق لایه عمودی زیر ذرهبین میرود و لایههای گوناگون درگیر در اتاق خبر را بررسی میکند، از دبیرهای حرفهای گرفته تا شهروند خبرنگار حقالتحریر، همگی میبایست در شکلدهی روزنامهنگاری پاسخگو سهیم باشند. برای مثال استانداردهای یک دبیر حرفهای برای ارزیابی اخبار رسیده از سوی شهروند خبرنگاران چیست؟ دوم آن که پرسشهایی درباره هنجارهای حاکم در بخشهای مختلف اتاق خبر است.
پرسشهای مشکل درباره اخلاق در رسانه
روزنامهنگار کیست؟
اعمال دمکراسی در رسانه - فنآوری ای که به شهروند اجازه دهد در روزنامهنگاری و نشر و موضوعهای مرتبط سهیم شود - اهمیت کارت شناسایی روزنامهنگار را صرف کاربرد عنوان روزنامهنگار کمرنگ کند و ایدههای جدید ارائه کند که اصلا روزنامهنگاری چه هست؟
در قرن پیشین روزنامهنگار به اعضای گروه خاصی اطلاق میشد. حرفهایهایی که برای روزنامههای پرتیراژ و تلویزیونهای پربیننده مینوشتند. جامعه و عوام به راحتی فعالان مطبوعات را میشناختند و از بقیه تمیز میدادند.
امروزه شهروندانی که آموزش خبرنگاری ندیدهاند و برای رسانههای شناخته شده جامعه کار نمیکنند هم خود را خبرنگار مینامند. یا چنان دست به قلمی دارند که میتوان آنان را نیز در دسته روزنامهنگارانی گروهبندی کرد که خواننده یا شنوندههای ثابت دارند.
هنوز روشن نیست واژه «روزنامهنگار» از کجا آغاز میشود و به کجا ختم میشود. اما تکلیف کسی که در تعریف روزنامهنگار میگنجد ولی از به کار بردن برچسب روزنامهنگار برای معرفی خود امتناع میکند، چیست؟ اگر جان استوارت، مجری و طنزپرداز آمریکایی، خود را روزنامهنگار و خبرنگار ننامد اما مجلهها او را به عنوان روزنامهنگار و فعال خبری معرفی کنند؛ آیا استوارت یک روزنامهنگار است؟
آیا فردی که نظر خود را در فیسبوک و شبکههای اجتماعی دیگر نظیر آن ابراز میکند هم روزنامهنگار به شمار میرود؟
روزنامهنگاری چیست؟
این که هنوز تعریف مشخصی از روزنامهنگار وجود ندارد، به این منجر شده است که تعریف مشخصی از روزنامهنگاری هم در ابهام بماند. به این پرسش میرسیم که: روزنامهنگاری چیست؟ بسیاری از مردم بر این باورند که پرسش این که «روزنامهنگاری چیست؟» و یا « روزنامهنگاری شغل فردی است یا خیر؟» مهمتر از آن است که بپرسیم «آیا این فرد خاص میتواند خود را روزنامهنگار معرفی کند یا خیر؟»
دست کم سه راهکار برای پاسخ به این ابهام وجود دارد: راهکارهای انتقادی، تجربی و هنجاری. نگاه انتقادی از بیخ و بن این پرسش را بیاهمیت میخواند. برای نمونه راهکار انتقادی این جمله را که هر کسی میتواند خود را روزنامهنگار بنامد زیر سؤال میبرد. این راهکار مبتنی بر این است به جای تمرکز بر برچسب زدن افراد به عنوان روزنامهنگار بهتر است تلاش را بر تعریف روزنامهنگاری متمرکز کرد.
راهکار تجربی راهکاری سیستماتیک است که محتاطانه به پرسشهای این چنینی پاسخ میدهد. نمونههای مبرهنی در طول تاریخ وجود دارند که با نگاهی به آنان میتوان کارهایی که یک روزنامهنگار انجام میدهد را لیست کرد. جمع آوری اطلاعات، ویرایش اخبار، انتشار تازههای خبری و تحلیلها از جمله این وظایف بودند. حال ما میتوانیم از این لیست استفاده کنیم و تعریفی مشخص از روزنامهنگاری ارایه بدهیم تا این حرفه را از داستان نویسی، قصه گویی و با ویرایش اطلاعات و دادههای دولتی تمیز دهیم.
راهکار هنجاری بر این موضوع تکیه دارد که نویسنده را نباید روزنامهنگار خطاب کرد تا زمانی که مهارتهای روزنامهنگاری را فرا گرفته باشند و به طور رسمی برای روزنامهنگاری آموزش دیده باشند و البته در این بین باید به هنجار اخلاقی بها داده شود.
این مهارتها شامل مهارتها و تواناییهای تحقیقی، بهره بردن از امکانات فنآوری رسانهای، دانش اداره محیط خبری و مهارتهای پیشرفته ارتباطات است. هنجارهای اخلاقی شامل تعهد ، دقت، صحت، حقیقت گویی و دیگر نکات این چنینی است.
راهکار هنجاری بر پایه نگاههای ایده آل روزنامهنگاری بنا شده است که در آن پای بندی به اصول روزنامهنگاری مانند مسئولیت پذیری در قبال انتشار اخبار و دقت در درستی اخبار روز در اولویت قرار میگیرند. روزنامهنگاری در این چارچوب با توجه به بهترین نمونههای روزنامهنگاری و الگوبرداری از بهترین روزنامهنگارها تعریف میشود.
نویسندهای که این مهارتها و این تعهدات اخلاقی را داشته باشد قادر به انتشار اخبار خوب بر پایه تحقیق کامل و بیان جزییات دقیق است و از لحاظ اخلاقی روزنامهنگاری متعهد به شمار میرود. افرادی که این شرایط هنجاری را رعایت نمی کنند هم ممکن است خود را روزنامهنگار بنامند اما از نگاه راهکار هنجاری نمیتوان آنان را روزنامهنگار نامید. از این دیدگاه آنان نویسندههایی درجه دومی هستند که میخواهند روزنامهنگار شوند یا تظاهر میکنند که روزنامهنگار هستند.
افرادی که نمیخواهند نامشان فاش شود
درج اخبار و نقل از افرادی که نمیخواهند نامشان فاش شود بیشتر در رسانههای خبری آنلاین مرسوم است. روزنامهها بیشتر اوقات ترجیح میدهند افرادی که برای آن روزنامه نامه مینویسند یا اخبار ارسال میکنند نامشان را ذکر کنند. اخلاق در رسانه، روزنامهنگاران را از چاپ مطلب از منابعی که نمیخواهند نامی از آنان برده شود بر حذر میدارد و تنها زمانی آنان را از این کار منع نمیکند که منبع از چارچوب خاصی تبعیت کند. روزنامهنگار باید به خاطر داشته باشد که افراد میتوانند تحت عنوان منبع ناشناس یا با عنوان آن که می خواهد نامش فاش نشود داستانهای نادرست و ناعادلانهای برعلیه دیگران یا برای نفع شخصی خود بگویند.
اخبار یا تحلیلهایی که آنلاین منتشر میشوند نیازی به پنهان نگاه داشتن منبع خبری ندارند. نگاه کلیتر به وب سایتها و ثبت نام در محیط وب نشان از آن دارد که افراد ترجیح میدهند تا از مرحله ثبت نام در وبلاگها و وبسایتها فرار کنند تا به نوعی خود را شناسایی نکرده باشند. فاش نکردن نام منبع خبر در برخی موارد میتواند به آزادی بیان کمک کند اما همین نکته مثبت میتواند مورد سواستفاده قرار گیرد و به نشر اخبار نادرست منجر شود. هنگامی که رسانه اجازه ورود منابع بینام و نشان را به جریان رسانهای خود میدهند اما در همان زمان روزنامه و تلویزیون اجازه مطرح کردن اخبار واصله از سوی منابعی که نمیخواهند نامشان فاش شود را نمیدهند، در واقع اجازه رخنه تضاد میان سطوح گوناگون جریان رسانهای را صادر کردهاند.
پرسش اخلاقی که در این میان مطرح میشود آن است که چه زمانی میتوان از منابع خبری ناشناس یا منابعی که میخواهند نامشان فاش نشود استفاده کرد و آیا این موضوع پذیرفته است که یک رسانه خبری قانونهای خودش را برای چنین منبعهای خبری اعمال کند؟ خطوط تعیین کننده مرزهای باید و نباید اخلاقی این منبعهای خبری چه در رسانههای آنلاین چه رسانههای آفلاین چگونه هستند؟
سرعت، شایعه و اصلاح خبری
گزارشها و تصویرهای خبری با سرعتی باورنکردنی از راه پستهای توییتر، یوتیوب، فیسبوک، وبلاگها، موبایلها و ایمیل میان مردم پخش میشوند. سرعت فشار کار را بر اعضای تحریریه بیشتر می کند. آنان باید به سرعت خبر را منتشر کنند و تاییدیه صحت آن خبر را هم داشته باشند ، چرا که مردمی که خبر را از جای دیگر خواندهاند برای مطمئن شدن از صحت و سقم قضیه و برای دریافتن جزییات حقیقی بیشتر به سراغ سایتهای خبری میروند. سازمانهای خبری سرشناس هم دست به برداشت اخبار و شایعهها از منابع آنلاین میزنند. برخی از این شایعهها و انتشار اخبار نادرست چنان جدی نیستند که ستون دنیا را بلرزانند. نمونه گزارشهای نادرست در مورد اخراج سرمربیهای هاکی یا فوتبال مثال خوبی است. اما رسانهای که تاکید زیادی بر سرعت انتشار خبر دارند میتوانند به همان سرعت به اعتبار رسانه لطمه بزنند. برای مثال اگر اخبار نادرستی با این مضمون منتشر شوند که تروریستها کنترل متروی لندن را به دست گرفتند یا نیروگاه هستهای شیکاگو با مشکل نشت گازهای خطرناک مواجه است، و سازمانهای خبری بدون بررسی صحت خبر، آن را به سرعت منتشرکنند پیامدهای گستردهای خواهد داشت. ترس ناگهانی و تشویش اذهان عمومی تنها گوشهای از پیامدهای اخبار نادرست هستند. حتی عملیات نظامی هم میتواند از جمله این پیامدها باشد.
مشکلی که رسانههای خبری جدید باید با آن دست و پنجه نرم کنند آن است که با چنین سرعت انتشار چگونه میتوان جلوی این گونه اشتباهها را گرفت؟ خبرنگاران که مدام در حال به روز کردن اخبار هستند در واقع به وبسایتهای خبری فرمی وبلاگ گونه دادهاند که اخبار فوری، تازهترینها و بازیهای ورزشی را ثانیه به ثانیه به روز میکنند. هنگامی فردی با این سرعت کار میکند، باید پذیرفت که احتمال بروز خطا در روند کار وی نیز بالا میرود. از غلط دیکته گرفته تا اشتباه آماری همه و همه در روند انتشار خبر به این سرعت امری غیرقابل پیشگیری است. اما پرسشی که مطرح میشود آن است که آیا میتوان اخبار پراشتباه منتشر کرد و پس از انتشار آن را تصحیح کرد و هیچ اثری از اشتباه اولیه باقی نگذاشت؟ آن گاه تکلیف خبر چاپنشدنی چیست؟
در واقع هدف از به چالش کشیدن اخلاق در دنیای رسانهای امروز آن است تا خطوط راهنمای اصلی برای مواجه شدن با شایعات و اصلاحیهها در دنیای آنلاین را بهتر رسم کنند؛ در این میان برخی از این اصول به ویژه اشتباهات در دقت، تاییدیه صحت اخبار و شفافیتسازی مهمتر از باقی فاکتورها هستند.
بیطرفی، برخورد تمایلات، و طرفداران متعصب روزنامهنگاری
رسانه مدرن مردم را تشویق میکنند تا نظر و ایدههایشان را مطرح کرده و با بیان آن به گسترش جوانب آن موضوع کمک کنند.
بسیاری از وبلاگنویسان ممکن است همیشه افتخار ندهند در رابطه با همه موضوعهای مطرح مطلبی بنویسند اما خبرنگاران جریانهای خبری باید تمامی اخبار را بدون جانب گیری به اطلاع عموم مردم برسانند. بسیاری از روزنامهنگارانی که برای منابع خبری آنلاین مینویسند خود را در نقش یک پارتیزان دو آتشه یا یک فعال جنبش سیاسی یا آرمانهای این چنینی میبیند و مبحث اظهار نظر بیطرفانه را به کل زیر سؤال میبرند.
بیطرف یا پارتیزانوار فرقی نمیکند. روزنامهنگاری دست کم دو دسته دارد. اول آن گروهی است که روزنامهنگارانش از بیان ایدههای حرفهای خود ابایی ندارند و منتظر تاییدیه خاصی نمیمانند تا نظر خود را بیان کنند. گروه دیگری از روزنامهنگاران پارتیزانهایی هستند که از رسانهها به عنوان تربیون حزب و جنبشهای سیاسی خود استفاده میکنند. میتوان گفت امروزه تا حدودی شاهد بازگشت و احیای روزنامهنگاری پارتیزانی و دیدگاهی هستیم که پیش از دهه ۱۹۹۰ و حتی اوایل آن دهه مرسوم بودهاست.
هر دو گروه روزنامهنگاری، هم روزنامهنگاری دیگاهی و هم روزنامهنگاری پارتیزانی، ریشههای عمیقی در تاریخ روزنامهنگاری دارد. البته بازگشت این شیوههای روزنامهنگاری در دنیای آنلاین نگرانیهای جدی درباره اخلاق در رسانه امروز ایجاد میکند. آیا باید تمام روزنامهنگارهایی که با چنین هدفی دست به قلم میشوند یا دست به کیبرد میبرند را می توان از نوشتن محروم کرد؟ برای برقرای دموکراسی سالم بهتر است کدام شیوه را حفظ کرد و کدام را از صحنه پاک کرد؟ روزنامهنگاری پارتیزانی یا روزنامهنگاری بیطرف؟
برای این این موضوع را کمی جنجالی کنیم باید بگوییم که روزنامهنگاری بیطرف و روزنامهنگاری دیدگاهی نه تنها هدف روزنامهنگاری را زیر سوال میبرند بلکه اصول روزنامهنگاری و استقلال آن از حزبها و گروههای دیگر را نیز زیر سوال میبرد. برای مثال، برخی روزنامهنگاران پارتیزانی اتهامهای خبری مبنی بر این که آنان با پذیرفتن کمک مالی از گروه خاصی و ارسال کمک به گروههای سیاسی حتی منافعشان هم با یکدیگر در تنازع هستند را رد میکنند.
حتی اگر جریان حاکم بر اتاق خبری رسانه ای که باید به اصول سنتی مانند بیطرفی پایبند باشد اما شرایط اقتصادی به گونهای فزایندهای آن جریان را به سمت روزنامهنگاری پارتیزانی سوق میدهد. از سوی دیگر گفته میشود قلم بیطرف خیلی هم جذاب نیست و مخاطب ترجیح میدهد مطلبی قوی و جهتدار بخواند.
حتی اگر اتاق خبر قوانین بیطرفی را تدوین کند و حتی در صورت کارشکنی خبرنگاری که مطلبش جانب بیطرفی را نگه نداشته و به نفع گروه خاصی نوشته را به حالت تعلیق درآورد، باز هم نمیتواند توجه افکار عمومی را به خود جلب کند. برخی شهروندان و گروهها از این موضوع شاکی هستند که اتاق خبر از انتشار اخباری که نظر کارشناسانه و تحلیلی را منعکس میکند خودداری میکند و نام این روند را روند سانسور میگذارد.
آیا این امر خوب است که هرچه بیشتر بگذرد روزنامهنگار جای کمتری برای خود میان گروههای اپوزوسیون پیدا کند و همین است که تمام تلاشش را میکند تا خبری عادلانه و با پوشش همه جوانب امر به گوش مخاطب برساند تا این که تلاشش را چنین سرمایه گذاری کند که بر افکار عمومی نفوذ کند؟
چالش اخلاقی آن است که وقت بگذاریم و روزنامهنگاری مستقل به نفع عموم مردم را دوباره تعریف کنیم. چه معنی در پس این استقلال نهفته است که هر روز انواع جدید روزنامهنگاری به دنیا معرفی میشوند و اصول ابتدایی روزنامهنگاری زیر ذرهبین قرار میگیرد و موجودیت برخی از همان اصول هم زیر سوال میرود؟
روزنامهنگاری برای کارگشایی نه سودآوری
با بروز عوامل گوناگون نظیر کشیدن هر روزه خوانندگان به صفحههای آنلاین، کاهش شمار خوانندههای مطالب کاغذی و کم شدن سود جریان رسانه، تحریریهها هم نیروهای خود را تعدیل کردند. برخی روزنامهنگاران نگاه خوشبینانهای به مدل اقتصادی پیشین ندارند و دلیلی نمیبینند که مدیر مسئول یک رسانه به تبلیغات و فروش تیراژهای آن تکیه کند.
در پاسخ به این طرز فکر، بسیاری از روزنامهنگاران اتاق خبرهای غیرانتفاعی، وبسایتهای خبری جدید و مرکزهای روزنامهنگاری تحقیقی راهاندازی کردهاند و از لحاظ مالی بیشتر به بنیادهایی که کمکهای اعطایی مردم را جمعآوری میکنند امید دارند. برخی روزنامهنگاران خود با حضور آنلاین در وب سایتهای مرتبط از خوانندگان میخواهند که با ارسال پول به آنان به ادامه حیات چنین منابع خبری کمک کنند. این روند را میتوان روزنامهنگاری کارگشا نامید چراکه روزنامهنگار دیگر نمیتوانند روی کمک گروه دیگری، مانند گروه جذب آگهی در روزنامه، حساب باز کنند و خود به نوشتن ادادمه دهد. این بار مسئولیت امور مالی هم با روزنامهنگار است.
این معامله جدید پرسش اخلاقی جدید می طلبد که چنین اتاق خبری تا چه حد میتواند مستقل باشد و اجازه ندهد نظر و نفوذ مالی کمککنندگانش بر او اثری داشته باشد؟ چه اتفاقی میافتد اگر اتاق خبری گزارشی منفی از اصلیترین اعطا کننده کمک مالیاش منتشر کند؟ آن وقت آن اتاق خبر از کجا باید نیاز مالیاش را تامین کند؟ چنین اتاق خبری تا کجا میتواند درباره منابع مالیاش شفاف باشد و تحت چه شرایطی میتواند این شفافیت را حفظ کند؟
چالش آن جایی شکل میگیرد که بخواهیم برای این گروه از زمینه روزنامهنگاری اخلاق را تعریف کنیم.
شبکههای اجتماعی دستآویز گزارشگران
بسیاری از سازمانهای خبری گزارشگران خود را تشویق میکنند که اطلاعات لازم برای گزارش خود را از شبکههای اجتماعی گردآوری کنند. گزارشگران تحت عناوین گوناگون تشویق میشوند که وبلاگهای خود را داشته باشند یا حساب توییتر و فیسبوک خود را تنظیم کنند تا به این روش برای خود اسمی به هم بزنند. البته اگر قرار بر این است که گزارشهای گزارشگرهای این سازمان ها بیطرفانه باشد، این که وب سایتها امکان نظر دادن را به خواننده مطلب میدهند کار را کمی دشوار میکند. برای مثال گزارشگری که اخبار شهرداری را پوشش میدهد ممکن است خیلی هم مشتاقانه درباره یکی از نامزدهای انتخابات شهرداری مطلب ننویسد. اما در وبلاگش نظری محکم مبنی بر ناشایستگی آن نامزد منتشر کند و وی را سیاستمداری بیعرضه بخواند. چنین نظرهایی میتواند به آنجایی منجر شود که نامزد مذکور شخص خبرنگار را نشانه بگیرد و وی را متهم به جانبگیری کند.
چالش اخلاقی اینجا آن است که خطکشیهای رسانههای اجتماعی به گزارشگر اجازه جولان دادن در همه سایتهای خبری و شبکههای اجتماعی را میدهد تا وی هرگونه اطلاعاتی که خواست را تهیه کند. اما مرزی برای بیان نظرهای شخصی هم تعیین میکند.
شهروند خبرنگارها و استفاده از مفهوم شهروندی
یکی از موضوعهای افقی که در بخشهای بالا ذکر شدند آن بود که اتاق خبر باید متشکل از روزنامهنگارانی از همه اقشار باشد و همه را در یک استاندارد خبری جای دهد. میتوان این موضوع را زیر سؤال برد؟ با ذکر مثالی این موضوع را بیشتر باز میکنیم. آیا شهروند خبرنگار هم باید جانبگیری را کنار بگذارد؟ آیا روزنامهنگاری که در اتاق خبر یک وب سایت خبری مشغول است باید گزارش خود را سریعتر از همکارانش در روزنامه چاپی و کاغذی منتشر کند؟ به عبارت دیگر آیا میتوان به روزنامههای چاپی و کاغذی به خاطر گرفتن تاییدیه اخبارشان پیش از چاپ اعتبار بیشتری داد و استاندارد بالاتری برای آنان قایل شد؟
در ادامه میتوان افزود که به موازات کاهش شمار اعضای تحریریه و افزایش محبوبیت اخبار آنلاین، سازمانها هم بیشتر و بیشتر علاقهمند میشوند تا شهروندان را تشویق به پوشش دادن اخبار مربوط به تصادفات و بلایای طبیعی کنند. شهروندان نیز اگر رویدادی را ببینند بلافاصله با دوربین تلفن موبایل خود آن را ضبط میکنند تا بلافاصله متن و تصویر خبر مربوطه را به اتاق خبر ارسال کنند.
اتاقهای خبر باید روند خاصی را بر فراوری اخبار رسیده از سوی شهروند خبرنگاران در نظر بگیرند که شاید در مرحلهای از این روند بیطرفی را کنار بگذارند. چطور میتوان منبع خبری را یافت؟ داستانهای گوناگون زمان زیادی برای بررسی جزییاتشان میبرد. آیا باید تمام جزییات مربوطه را به آگاهی شهروندانی که علاقه دارند شهروند خبرنگار باشند رساند؟
پرسشی که این جا مطرح میشود آن است که میتوان خطکشی اخلاقی خاصی تعریف کنیم که بتوانیم در آینده به تمام رسانههای خبری تعمیم دهیم؟ یا آیندهنگری به ما میگوید که در آینده هنجارهای گوناگونی برای شرایط گوناگون تعریف خواهیم کرد که اخلاق در رسانه هم با وجود آنها تغییر خواهد کرد.
اخلاق در تصویر
آخرین موضوع در این حیطه ، اخلاق در تصویر است که باید به آن پرداخته شود. با ظهور تکنولوژیهای جدید تصویری خطکشیهای اخلاقی جدیدی هم تعریف میشود. این تصاویر شامل عکاسی و ویدئو میشود. شهروند خبرنگاران و روزنامهنگاران حرفهای راههای تازهتر و سادهتری برای ضبط و ارسال تصاویر دارند. موبایلهایی که از طریق اینترنت بیسیم آماده ارسال سریع دادهها به اتاق خبر هستند نمونهای ساده از تکنولوژیهای جدید هستند. چنین تکنولوژیهایی میتوانند عکسها را دستکاری کنند و در نهایت پیام اشتباه به مردم برسانند.
چنین سهولتی در تهیه، ارسال و دستکاری عکس و ویدئو اصول عکاسی خبری سنتی را زیر سوال میبرد. اصول عکاسی خبری سنتی برای عکاسی دستی و غیردیجیتال و ارسال مونولوگ طرح شده بود.
همان طور که بالاتر اشاره شده، یکی از مشکلات آن است که آیا اتاق خبر میتواند به تصاویری که چنین آسان از سوی شهروند خبرنگار و شهروندان عادی به دستشان رسیده اعتماد کند؟ فرستنده کیست و ما چگونه میتوانیم دریابیم که این تصاویر مرتبط به همان رویداد مورد نظر ما است؟
مشکل دیگر آن است که آیا روزنامهنگار و یا شهروندی که خبر را برای اتاق خبر می فرسد از تکنولوژی و نرمافزاری برای تغییر و دستکاری خبر استفاده نکرده است؟ برای نمونه چیزی به عکس اضافه یا چیزی از آن کم نکرده است؟ دستکاری عکس بسیار رایج و وسوسه انگیز است که جریانهای خبری اتاق خبر تا کنون شمار بسیار زیادی عکاس خبری را به این دلیل اخراج کرده اند.
عکاسهای خبری اغلب در مورد اجازه و مجوز برای ایجاد تغییر فنی در رنگ یا نور عکس خود صحبت میکنند. اما با ایجاد تغییرهایی بیشتر از این، از مرز ویرایش فنی عبور میکنند. تغییر معنی عکس یا محتوای عکس به منظور منحرف کردن بیننده غیراخلاقی است.
البته، مرز مشخصی میان تغییر فنی و تغییر محتوایی یک عکس نمیتوان کشید. خالق یک تصویر میتواند رنگهای تصویر خود را تا جایی که از واقعیت فاصله نگیرد زیاد و کم کند.
همچنین، ویراستار ممکن است مخالف تغییر رنگ تصویر روی جلد مجله مد یا هر مجله دیگر باشد؛ چرا که جلد مجله مهمترین رکن هنری آن مجله است که خواننده را ترغیب به خرید آن مجله میکند.
دوباره خاطر نشان میشویم که اخلاق جنبههای بسیار گستردهای دارد و شفاف سازی تمام زاویههایی که از آن دیدگاه یک شکل دارای استاندارد اخلاقی محسوب میشود کار مشکلی است.
منابع:
سایت مرکز اخلاق روزنامه نگاری
http://ethics.journalism.wisc.edu/
اخلاق در رسانه های دیجیتال
